تبليغاتX
زندگی
متن کامل بوف کور صادق هدایت

 http://www.rapidsharing.com/c0963d89389ff6b6a2e79715e26c95b5

+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:29 توسط |

  زندگی چون قفسی است

   قفسی تنگ

       پر از تنهایی

      و چه خوب است ...

      لحظه غفلت آن زندانبان

             و بعد از آن هم

                        پرواز.......

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 2:10 توسط |


 

       شادي خود را به هيچ چيز و هيچ کس وابسته نکن تا هميشه از آن برخوردار

             باشي.
 
        انتظار نداشته باش ، هميشه آن چه در اطرافت اتفاق مي افتد مطابق ميل و

        خواسته ات باشد .
 
        هنگام عصبانيت هيچ تصميمي نگير.
 
        از سختي ها و مشکلات زندگي استقبال کن و با غلبه بر آن ها به خود پاداش

         بده .
 
       اجازه نده اتفاقات ناخوشايند روحيه ات را خراب کند .
 
        با بحث هاي بي نتيجه انرژي خود را هدر نده .
 
        با خود مهربان باش تا بذرافشان محبت و مهرباني باشي .
 
       زندگي خود را هدفمند کن و براي رسيدن به اهدافت تلاش کن .
 
        چيزهايي را که دوست داري به ديگران ببخش.
 
        قلبت را از نفرت خالي کن تا خوشبختي در آن لانه کند .
 
        با ديگران طوري رفتار کن که دوست داري با خودت رفتار شود .
 
        به هيچ کس اميد نداشته باش جز به ذات يگانه خودش .
 
        براي اينکه شاد باشي ، ابتدا ياد بگير شادي آفرين باشي .
 
       به ديگران کمک کن آنچه را مي خواهند به دست آورند تا رضايت آنها ،

            شادي واقعي را نثارت کند .
 
      هرگز خودت را با ديگران مقايسه نکن ، چرا که تو چيزهايي داري که

            ديگران در حسرت آن وقت مي  گذرانند .
 

      و بالاخره اينکه ؛ انعطاف پذير باش ، نيايش و کرنش معنوي انجام بده و

            زياد ببخش تا شادي را از عمق وجودت احساس کني .
                                                                                                                                                                      ;                      

 
 

 

-

+ نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 0:23 توسط |

سلام
بعد مدتی که این وبلاگ   up نشد حالا قراره  up بشه اما
احتمالا هیچ ربطی بین نوشته های جدید با نوشته های قبلی یا با اسم وبلاگ نمی بینید
اما دیگه این تناقض تحمل کنید چون فقط یه چند هفته ای   up  کردنش با منه

    موفق باشید. یا حق       

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 2:44 توسط |

خدا روز بدون رنج، بدون خنده، بدون اندوه، وآفتاب بدون باران

وعده نداده است. اما او توان پايداري در آن روزها ، و وعده

تسلي پس از اشک و چراغ راه را داده است

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 2:43 توسط |

گوش کن

          يک نفر
                     آنطرف پنجره بسته
                                          تو را مي خواند
و نسيم
          لاي اين پرده آويخته را مي کاود
                                                تا تو را در يابد
نور خورشيد که از منزل پر مهر خدا آمده است
   لب درگاه تو
                   در يک قدمي مي ماند
قلب اين پنجره از دست غم پرده
                                         به تنگ آمده است
پرده را برداريم
                    دل اين پنجره را باز کنيم
تا که آن نور سپيد
                      به سلامي آرام
لب اين قفل گره خورده به چشمان تو را باز کند


گوش کن
           يک نفر در تو
                             تو را مي خواند
و خدايت آرام
                  در دل تنگ تو
                                      آهسته تو را مي کاود

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 2:40 توسط |

آیا رسیدن به دمکراسی با هزینه های احمالیی که دارد ارزش پیگیری دارد یا خیر ؟ 


ابتدا برای شروع بحث خواهش می کنم به این چند تحلیل یا به عبارتی دیگر به این چند ادعا ( با دقت ) توجه  کنید ؛ هیچ ماشین و هیچ وسیله نقلیه ای نباید بیرون بیاید چون ممکن است وسیله نقلیه با کسی تصادف کرده یا کسی را به کشتن دهد ، هیچکس نباید از چاقو استفاده کند چون چاقو تیز است و ممکن است دست کسی را ببرد یا کسی با آن کسی دیگر را بکشد ، هیچ دختری نباید از خانه بیرون بیاید چون ممکن است به او تعرض شود یا مورد آزار و اذیت جنسی قرار گیرد ، هیچ کس حق ندارد از اینترنت استفاده کند چون ممکن است بعضی افراد به سایتهای ضد مذهبی یا غیر اخلاقی بروند و منحرف شوند ، چنانچه می بینید این ادعاها در عین اینکه چندان هم غیر منطقی نیستند اما به کلی می توانند نادرست و زیان آور باشند ، کما اینکه باید در نظر داشته باشیم هر یک از ما آزاد هستیم طبق بینش و صلاحدید خود به تفسیر و تجزیه و تحلیل مسائل پیرامون خود بپردازیم اما در عین حال باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که همین واکنشها و همین تجزیه و تحلیلها است که اروپا را اروپا می کند و آفریقا را آفریقا و ایران را ایران .

شکی نیست اگر برای ماشین ترمز یا فرمان تدارک نبینیم یا قوانین رانندگی را به رانندها و مردم آموزش ندهیم یا خیابان و قوانین و مقرراتی برای رفت و آمد ماشینها تدارک نبینم هیچگاه استفاده از ماشین به صلاح ما نخواهد بود و بهتر است با این حساب استفاده از ماشین را برای همیشه کنار بگذاریم ، به همین ترتیب اگر برای چاقو دسته ای نسازیم استفاده از چاقو دست ما را خواهد برید و بهتر است با این وجود از چاقو هیچگاه استفاده نکنیم ، آزادی و دمکراسی هم همین طور است ، آزادی و دمکراسی در یک روند طولانی مدت به همراه تمرین و ممارست و به همراه آموزش و تربیت ایجاد می شود کما اینکه ممکن است معضلات و هزینه هایی را به همراه داشته باشد که البته اجتناب ناپذیر و انکار ناپذیر است ، اما لفظ اینکه آزادی و دمکراسی هزینه هایی به همراه دارد یا معضلات و نواقصی را ممکن است ایجاد نماید هیچگاه توجیح و تفسیر مناسبی برای کنار گذاشتن آزادی و دمکراسی نمی شود ، همانگونه لفظ اینکه کسانی وجود دارند که با چاقو آدم کشته اند دلیلی برای کنار گذاشتن چاقو نمی شود یا لفظ اینکه کسانی وجود دارند که در خیابان به زنان تعرض کردند یا آنان را مورد آزار و اذیت جنسی قرار دادند دلیلی برای به خیابان نیامدن زنها نمی شود .

عقل و خرد و منطق می گوید همانطور که با نظارت ، برنامه ریزی و پیش بینی مشکلات و معضلات ، استفاده از ماشین ، چاقو و اینتزنت را به مرحله ای رسانیدیم که استفاده از آنها بر خلاف تصور اولیه سودمند و مفید تمام شد و معضلات و گرفتاریهای آنها به حداقل رسید ، رسیدن به آزادی و دمکراسی یا امنیت را نیز باید با سیاست و تدبیر به مرحله ای برسانیم که معضلات و گرفتاریهایی آن به حداقل برسد و راههای رسیدن به آن سهل و کم هزینه تر گردد ، قطعا هیچ کس منکر این قضیه نیست که حرکت از وضعیت فعلی تا وضعیت ایده ال همواره همراه با پرداخت هزینه ها و گرفتاریهایی است . اما این راهی است که باید صدها سال پیش طی می شد ، اما نشد و اگر هم امروز طی نشود معلوم نیست در آینده چه هزینه های سنگین تری را باید برای رسیدن به آن ( یا برای نرسیدن به آن ) پرداخت کنیم . همانطور که تاسیس یک کارخانه در ابتدای کار می تواند فقط هزینه بر و مشکل ساز باشد رسیدن به آزادی و دمکراسی هم می تواند در ابتدای کار فقط هزینه بر و مشکل ساز باشد اما مطمئن باشید زمان سود آوری کارخانه و بهربرداری از آزادی و دمکراسی هم فرا خواهد رسید و این سرمایه گذاریی است که نسل ما باید برای نسل خود و نسل آینده اش انجام دهد همانطور که نسلهای گذشته برای ما و نسل خود انجام دادند .

ممکن است بپرسید آزادی و دمکراسی چیست که ما باید به آن دست پیدا کنیم و چرا باید برای رسیدن به آن این همه هزینه پرداخت کنیم ؟ مگر نه اینکه چرخ کشور ما با همین جمهوری اسلامی هم می چرخد ! مگر نه اینکه اگر کمی سخت گیری نکنیم در همین جمهوری اسلامی هم می توانیم زندگی کنیم ؟ پاسخ خلاصه این است که اولین رهآورد و دستاورد آزادی و دمکراسی سیطره مدیران لایق و با کفایت در مسند قدرت است ، مدیران لایق و با کفایت یعنی مدیرانی که می توانند برای آینده کشور و برای آینده من و شما بهتر برنامه ریزی کنند و روزگار بهتری را برای ما مردم ایران رقم بزنند ، مطمئن باشید مدیران لایق و کار آمد هرگز از یک سیستم مستبد و دیکتاتورمآب بیرون نخواهند آمد ، سیستمی که منتقدان خود را به زندان می اندازد و روشنفکران خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهد و یا سیستمی که خود را در سیاستی کودکانه در مقابل کل دنیا قرار می دهد هیچ گاه نمی تواند آینده ساز جوانانی مثل من و شما باشد .

 مطمئن باشید چنین سیستمی جز اینکه تمام نیروی خود را بر روی چگونگی سرکوب نیروهای مخالف و منتقد خود متمرکز کند و جز اینکه هر روز تنها به چگونگی پرداخت هزینه های سیاستهای ناخردمندانه خود بپردازد هیچگاه فرصتی نخواهد داشت تا گوشه چشمی به من و شما و کل مردم ایران بیاندازد ، شاید از این لحاظ باشد که می گویند آزادی و دمکراسی زیر بنای پیشرفت و ترقی یک کشور و زیر بنای رفاه و تامین اجتماعی یک ملت است . بگذارید به عنوان حسن الختام این بحث خدمتتان عرض کنم که مصداق شعر زیبای مولوی که می گوید بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند ، چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار ؛ هر یک از ما وظیفه داریم به سرنوشت دیگر هم نوعانمان که به خاطر سیطره یک حکومت نالایق و بی کفایت دچار مصائب و گرفتاریهای بی شمار شدند بی توجه نباشیم و هیچگاه چشمان خود را بر روی آنان نبندیم .

کاوه شیرزاد

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 0:33 توسط |

اکستازی


چراغ ها روشن و خاموش می شوند. صدای موسیقی گوش را کر می کند. شدت رقص نورها هر لحظه بیشتر می شود. اشباحی میان تاریکی و روشنایی خانه به شدت هر چه تمامتر بالا و پایین می پرند. آنها خسته نمی شوند. انگار اصلا خستگی برایشان معنایی ندارد . شور و هیجان آنقدر بالاست که فکر می کنی این آدم ها از کره دیگری با انرژی فوق تصور آمده اند. اما ... ساعتی بعد بوی مرگ فضای خانه را پر می کند ...
 24 ساعت بعد از هیاهویی این خانه خبری نیست. همه چیز به هم ریخته است اما کسی نای بلند شدن ندارد. هر کس گوشه ای خزیده و زانوی غم به بغل گرفته. دیگر رقص نور و موسیقی هم آن ها را به هیجان نمی آورد. انگار همه مرده اند. بوی مرگ فضای خانه را گرفته. آدم های این جا حتی به اندازه یک آدم پیر و فرسوده هم توان حرکتی ندارند. دیگر از آن همه فریادهای شاد خبری نیست. حالا حتی بعضی از آن ها گریه می کنند. خیلی ها نای گریه کردن هم ندارند.

ساعت های قبل آن ها سرشار از یک انرژی کاذب دنیا را در دستان خود می دیدند و احساس می کردند توان انجام هر کاری را دارند، اما حالا نه تنها دیگر دنیایی در دستانشان نیست که حتی توان از جا برخاستن هم ندارند.

اکستازی را باید جادوی مرگ در قرن حاضر خواند ، تاثیر این قرص نیروزا آنقدر ها با قی نمی ماند و وقتی به پایان برسد دیگر از شور و هیجان خبری نیست. آنچه باقی می ماند افسردگی و احساس بیهودگی است. احساسی که ممکن است ترا تا حد مرگ به جنون بکشاند.

***

باور نمی کنم خندیدن برایت آنقدر مشکل شده که برای انجامش مجبوری دست به دامان یک محرک خارجی شوی. محرکی که تو را شاد نمی کند. تو را به دست جنون می سپارد تا هر چه می خواهی بر سر خودت بیاوری. راستی بهانه هایت برای خندیدن تا به این حد ته کشیده که فکر می کنی اکستازی دوست خوبی است وبهانه بهتری برای خندیدن، برای شاد بودن و برای این که در وجودت احساس کنی پر از انرژی هستی؟!

مواد مخدر و اعتیاد واژه های آشنایی است که تمام جوامع بشری به نوعی با آن دست به گریبانند. اما با شیوع بیماری هایی چون ایدز ، هپاتیت و ... اعتیاد شکل دیگری به خود گرفته است. در حال حاضر یک فرد که مواد مخدر مصرف می کند فقط معتاد نیست بلکه می تواند ناقل بیماری های بسیار خطرناک هم باشد. این در حالی است که همه جوامع بشری سالهاست در راه مبارزه با مواد مخدر گام برداشته اند و هزینه های گزافی هم پرداخت کرده اند. در کشور ما هم این هزینه ها چندان کم نبوده است. جدای از هزینه های مادی که برای مبارزه با این مواد به جامعه تحمیل شده است، صدها شهید نیز برای رسیدن به جامعه ای عاری از مواد مخدر داشته ایم. اما آیا با تمام این اوصاف در این راه موفق بوده ایم.

این سوالی است که می توان به آن دو پاسخ داد: یکی این که اگر بخواهیم به آمارهای رسمی در این رابطه دلخوش کنیم باید بگوییم ثابت نگه داشتن نرخ رشد افراد معتاد یک موفقیت بزرگ است، اما آمارهای غیر رسمی نمی گذارد که ما خوشبینانه به این قضیه نگاه کنیم. رشد روز افزون استفاده از مواد مخدر صنعتی در جامعه واقعیت تلخ دیگری را به ما نشان می دهد و آن افزایش تعداد افرادی است که به مصرف این گونه مواد روی آورده اند.

استفاده  از مواد مخدر صنعتی و یا همان قرص های روان گردان بیشتر در بین جوانان شیوع پیدا کرده است و این در حالی است که در کشور ما همچنان مواد مخدر را تریاک و هرویین می دانند و کسانی که از این مواد استفاده می کنند مجرم اند. متاسفانه در قانون مبارزه با مواد مخدر هیچ ماده  قانونی  در رابطه  با مواد مخدر صنعتی وجود ندارد.                

 شکل خوشبینانه قضیه این است که هنوز استفاده از قرص های روان گردان در بین جوانان ما شیوع پیدا نکرده است. اما آیا این امر واقعیت دارد؟

گشت و گذاری چند ساعته در پاتوق های مختلف و پارک های شهر به خوبی جواب این سوال را می دهد. حالا ما فقط با اکس رو به رو نیستیم. بلکه قرص های روان گردان با اسم های جدید و قدرت تاثیر گذاری بالا تر وارد بازار شده است. این مواد مداوما به روز می شوند و ما هنوز در قانون مبارزه با مواد مخدر هیچ ماده قانونی برای رویا رویی با توزیع کنندگان و مصرف کنندگان آن نداریم. 

اکستازی چیست ؟

  پایه شیمیایی اکستازی شبیه مسکالین و speed است. به اعتقاد بسیاری از متخصصان اکستازی مانند LSD جزو اصلی گروه مواد مخدر توهم زا و سرخوشی آور به شمار می رود. در ساخت اکستازی موادی همچون استون، نیترواتان، کلورفورم و یا حتی فورمامید به عنوان مواد پایه به کار می روند. موادی که همگی در صنعت شیمیایی و دارو سازی  کاربرد داشته و می توان به طور کاملا قانونی آن ها را تهیه و بعضی از این مواد را بدون هیچ منعی استفاده کرد. عموما ساخت این مواد در آزمایشگاه های زیرزمینی صورت می گیرد. اما در مورد اکستازی قضیه فرق می کند. این ماده نه تنها در لابراتوارهای کوچک زیرزمینی تولید می شود، بلکه در کارخانجات بزرگ هم هست. در سال 1989 فقط در مرز آلمان و هلند 3/1 میلیون عدد قرص اکستازی مصرف شده است.  اکستازی از طریق دهان و به صورت قرص همراه با آب مصرف می شود. در سطح خارجی این قرص ها اغلب اشکال و حروفی دارند که به همراه  رنگ و ترکیبات رنگی ، شدت و مدت زمان تاثیر و نوع ماده موثر آن را برای مصرف کننده مشخص می کند هر چند درستی این کدها قابل اطمینان نیست.   

درباره عوارض سوء مصرف اکستازی هنوز اطلاعات قابل اطمینانی به دست نیامده و به دلیل اختلاف نظرهای فراوانی که در مورد عوارض منفی مصرف اکستازی بر سلامت انسان وجود دارد  ،دستیابی به اطلاعات جامع علمی و آزمایشگاهی درباره عوارض و آسیب های ناشی از مصرف این مواد مشکل شده است. به این علت عوارض ناشی از سوء مصرف تنها بر پایه تجربه های مصرف کنندگان و گزارش های مددکارانی که به طور دایم با این افراد سر و کار دارند ارزیابی می شوند.

علایم مصرف اکستازی

البته علایم آنی مصرف اکستازی با فاکتورهای مختلفی مانند میزان دفعات مصرف ، میزان خلوص ماده موثر، وضعیت روحی و جسمانی، انگیزه و موقعیت مکانی مصرف کننده ارتباط متستقیم دارد.

در واقع اکستازی همانند بسیاری از مواد مخدر دیگر فقط احساس اولیه مصرف کننده را تشدید می کند. این مواد تغییر ایجاد نمی کنند، مثلا احساس سرخوردگی، اندوه، تبدیل به شادی و سرخوشی نمی شود. شاید به همین دلیل اطلاق مواد روان گردان به انواع محصولات اکستازی چندان درست به نظر نیاید.

همچنین برای بسیاری از افراد اکستازی محرک هیجان آور و در عین حال آرامش بخش است و علاوه بر آن تاثیرات توهمی ، تحریک فانتزی را نیز به دنبال دارد. اما مصرف کنندگان پیش از آن که عوارض روانی مواد را احساس کنند ابتدا عوارض جسمانی مصرف مواد را تجربه می کنند.

در افرادی که برای اولین بار اکستازی مصرف می کنند، حدود 30 دقیقه پس از مصرف معمولا افزایش ضربان قلب ، تعریق شدید، انقباض عضلانی ، عدم احساس درد بروز می کند. اما افرادی که به دفعات این مواد را مصرف می کنند احساس سوزن سوزن شدن بدن ، بی قراری ، نا آرامی و اضطراب را توصیف می کنند.

برای تشخیص عوارض ناشی از مصرف انواع مختلف مواد، همواره باید علامت ها و عوارض مصرف با مشاهدات به دست آمده آزمایشگاه های دارو سازی و آزمایش های کلینیکی و نتایج بررسی  و آزمایش قرص ها مقایسه شوند، تا در حد ممکن بتوان دریافت چه ماده موثری مصرف شده است.

 افزایش دمای بدن ،  فشار خون و همچنین افزایش فزاینده توان بدنی از آثار آنی جسمانی مصرف مواد هستند. از عوارض ناخواسته ای که نیز ممکن است بروز کند  می توان به تهوع، خشکی دهان ، انقباض عضلات فک و همچنین عدم تعادل اشاره کرد. علاوه بر این مصرف اکستازی همراه با فعالیت شدید بدنی ممکن است عوارض جسمانی - روانی مانند کم آبی شدید، استفراغ ، ترس  و واهمه شدید را در پی داشته باشد. این عوارض معمولا پس از حرکت های شدید و طولانی در محل گرم و پر جمعیت به ویژه محفل های شبانه و پارتی ها بروز می کند که در موارد  نادر منجر به سکته قلبی و یا مغزی نیز شده است. مصرف کنندگان گاه تا حد مرگ می رقصند تا جای که آب بدنشان به شدت کاهش یافته و به دلیل مصرف مواد، سیستم گیرنده های درد در بدنشان مختل شده و شخص مشکلات ناشی از کم آبی شدید را احساس نمی کند.

تاثیرات روانی

از نظر روانی مصرف اکستازی در بسیاری از افراد اعتماد به نفس را افزایش داده و شخص راحت تر با دیگران ارتباط برقرار می کند، به طوریکه معاشرتی شدن، بی پروایی در رفتار و گفتار، احساس محبوب بودن و مورد توجه قرار گرفتن، احساس قدرت و نیروی فوق العاده داشتن ، بروز رفتارهای هیجانی و تشدید امیال جنسی از آثار مصرف اکستازی گزارش شده است.

بزرگترین مشکل مصرف کنندگان اکستازی پایان سرخوشی اولیه است. زیرا با از بین رفتن تاثیر دارو و نشئگی حاصل از سوء مصرف یا به اصطلاح "اکستازی فیلم"، افسردگی شدید و عمیق بروز می کند. افسردگی همراه با عوارض دیگر مانند بی قراری، اضطراب، خستگی و کوفتگی عضلات، همچنین بی انگیزگی و بی تفاوتی شدید در زندگی روز مره فرد را تحت تاثیر قرار  می دهد. در کنار این موارد میل مفرط و شدید به مصرف مجدد مواد نیز در فرد به وجود می آید که می تواند اولین قدم و همچنین قدم تعیین کننده در راه وابستگی روانی به مواد مخدر باشد.

عوارض دراز مدت

هنوز در مورد عوارض دراز مدت سوء مصرف اکستازی اطلاع دقیقی در دست نیست . اما در این نکته که سوء مصرف اکستازی با خلوص بالا و به دفعات، کارایی و عملکرد سیستم عصبی مغز را به شدت دچار آسیب می کند شکی وجود ندارد.  بیش از همه حافظه کوتاه مدت مغز دچار اختلال می شود. بعضی مصرف کنندگان می گویند که در حالت نشئگی حافظه کوتاه مدتشان را به کلی از دست داده اند اما در بعضی موارد حافظه دراز مدتشان فعال شده است. اکستازی مانند دیگر مواد مخدر سیستم ایمنی بدن را به شدت تضعیف می کند و آسیب پذیری بدن را در برابر بیماری های عفونی و ویروسی به شدت افزاش می دهد. علاوه بر آن ارگان هایی که کار دفع مواد سمی  زاید بدن مثل کلیه و کبد را بر عهده دارند دچار صدمات جبران ناپذیر می شوند.

افرادی که مصرف را تازه شروع کرده اند زندگی روز مره شان هنوز تحت تاثیر مصرف قرار ندارد، اما پس ازحدود شش ماه مصرف مداوم،  اشتیاق مفرط و غیر قابل کنترل به مصرف دایمی در آنها به وجود می آید. ضمن این که اشتیاق به مصرف این مواد فرد را به سمت استعمال و مصرف مواد مخدر دیگر مانند حشیش، کوکایین و حتی بعضی داروهای پزشکی روان گردان سوق می دهد.

مسئولان چه می گویند؟

دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر در رابطه با قرص های توهم زا و مواد مخدر صنعتی می گوید: در مورد افرادی که قرص های توهم زا مصرف می کنند هنوز آمار دقیقی نداریم.

علی هاشمی می افزاید؟ در حال حاضر طبق آمار غیر رسمی اعلام شده تعداد افرادی که از قرص های روان گردان استفاده می کنند بین 45 تا 50 هزار نفر عنوان شده است.

وی می گوید: متاسفانه در قانون مبارزه با مواد مخدر هیچ ماده  قانونی برای مبارزه به افرادی که قاچاق مواد مخدر صنعتی را بر عهده دارند مشخص نشده است.

علی هاشمی تصریح می کند: تمام سعی و تلاش ما بر این است که در قانون جدید مبارزه با این مواد را بیش از پیش جدی بگیریم و مثل بقیه مواد مخدر با آن برخورد کنیم.

وی می افزاید: متاسفانه طی سال های گذشته به فرد معتاد به چشم یک مجرم نگاه می کردند و همین نگاه مجرمانه باعث شده تا برخوردها دراین زمینه برخوردهای قهری باشد به همین دلیل ما نتوانسته ایم آن طور که باید و شاید در امر مبارزه با مواد مخدر موفق باشیم.

علی هاشمی یکی از بهترین راه های جلوگیری از گرایش جوانان به استفاده از هر گونه مواد مخدری را پر کردن اوقات فراغت جوانان دانسته و می گوید: باید هر قدمی که برای پر کردن اوقات فراغت جوانان برمی داریم هدفمند باشد. باید جوانان را در مسایل سیاسی و اجتماعی و زمینه هایی که گرایش به آسیب های اجتماعی را کمتر می کند فعال کنیم.

وی انفعال و سرخوردگی را از جمله دلایل گرایش جوانان به انواع مواد مخدر می داند و می افزاید: در حال حاضر جامعه ما با فقر نشاط رو به روست و هر چه قدر بتوانیم با حفظ اصول و کم کردن خط قرمز ها در عرصه های فرهنگی و هنری از جمله سینما، تاتر، موسیقی زمینه را برای فعالیت و استفاده جوانان فراهم کنیم می توانیم آن ها را از روی آوردن به مواد مخدر بازداریم.

قائم مقام دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز در این باره می گوید: برای جلوگیری از گرایش جوانان به مواد مخدر یک ارگان و یا نهاد نمی تواند به تنهایی موفق شود.

مجتبی جبل عاملی می افزاید: همه باید دست به دست هم بدهیم تا در درجه اول بتوانیم از گرایش افراد سالم به این مواد جلوگیری کرده و سپس در صدد بهبود افراد معتاد برآییم.

وی تصریح می کند: نباید به معتاد به چشم یک مجرم نگاه کرد. نگاه مجرمانه طی این سال ها موفقیتی را کسب نکرده است. باید قبول کنیم و بپذیریم که معتاد مجرم نیست، بیمار است. این نگاه به فرد معتاد می تواند ما را برای داشتن جامعه ای عاری از اعتیاد یاری دهد.

جبل عاملی معتقد است : آنطور که همه می گویند مواد مخدر صنعتی در کشور ما آنچنان هم شیوع پیدا نکرده است و افرادی با این تبلیغات سوء می خواهند جوانان را به سمت استفاده از این مواد سوق دهند.

جبل عاملی در رابطه با فعالیت های ستاد مبارزه با مواد مخدر می گوید: این ستاد به تازگی سایتی را راه اندازی کرده است که عموم مردم می توانند با مراجعه به آن تمامی اطلاعاتی را که در زمینه مواد مخدر گوناگون و راه های درمان و پیشگیری از آن می خواهند به دست آورند.

حرف آخر

مبارزه با مواد مخدر و اصلا بحث مواد مخدر، بحث تازه ای نیست. عادت کرده ایم آمارهای ضد و نقیض را از ارگان ها و نهادهای متولی مبارزه با مواد مخدر بشنویم. یکی می گوید 2 میلیون نفر ، یکی می گوید5/3 میلیون نفر، یکی می گوید 6 میلیون نفر و آنچه ما در کوی و برزن می بینیم آمار بیشتری را نشان می دهد. به هر حال باید منتظر باشیم و ببینیم قانون جدید مبارزه با مواد مخدر کی تصویب می شود و به مرحله اجرا در می آید و جه تاثیری در مبارزه با این مواد خانمانسوز دارد !

 

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 1:6 توسط |

تاریخچه جدا سازی زنان و مردان


اصولاً جمهوری اسلامی طی چندين سال حكومت نشان داده است كه حكومتی جداساز است و به نظر می رسد در زمينه ی جداسازی در دنيا حرف اول را می زند !... اين هنر كه در حال حاضر بيشتر مورد توجه قرار گرفته ، وارد مرحله ی جديدی شده است ....

كلاً عمل جداسازی از دستشويی ها شروع شد ... "مردانه ، زنانه" ..... اين اولين قدم در زمينه ی جداسازی بود .... بعد از آن در سال ۶۱ جداسازی سواحل دريا انجام شد كه مورد توجه بعضی ها قرار نگرفت و در حال حاضر هم به شدت اعمال می شود .... بعد از آن در سال ۶۵ شاهد جداسازی در زمينه ی ورود و خروج در برخی دانشگاهها بوديم ، در سال ۷۱ جداسازی در اتوبوس به شكلی كه مردان جلو و زنان عقب اتوبوس قرار بگيرند .... كه البته جداسازی در اتوبوس لازم بود چونكه در بعضی خطوط حجم مسافر چنان بود كه زنان و مردان به هم گره می خوردند !!... در سال۷۴ در بوفه و سلف دانشگاهها اين جداسازی اعمال شد و در سال۸۰ در مترو .... و حال می بينيم كه در مترو   ۲ تا ۳ كوپه ی آخر را زنان ، چند كوپه ی وسط را مردان و يك يا دو كوپه را زوجهای خوشبخت تشكيل می دهند ( چقدر به فكر همه هستند  !!) ...

حال اين جداسازی ها وارد مرحله ای تازه از تاريخ پرافتخار خود شده است .... به تازگی و با سركردگی شورای اسلامی شهر تهران اين جداسازی ها حتی در حريم مردم نيز نفوذ كرده است .... دكتر احمدی نژاد ، شهردار تهران (دكتر جداسازی) طرح های جدا كننده ی جديدی را به شورای شهر (كه همگی از طيف محافظه كار هستند ) پيشنهاد داده است از جمله جداسازی پارك ها و ساخت پارك های مخصوصی بنام پارك زنان كه دارای حريمی معين و شخصی باشد تا زنان بتوانند در آن پارك ها به راحتترين شكل ممكن (يعنی مثلاً بدون روسری با بلوز و شلوار واليبال بازی كنند!!) تفريحات سالم انجام دهند ! از ديگر طرح ها جداسازی تلفن های عمومی و كوپه های قطار است ... .

البته بايد ببينيم كه هدف از اين جدا سازی ها چه بوده است ، آيا اين تصميمات جدا كننده در آينده ای نزديك باعث تشديد نگاه جنسی در بين افراد جامعه نمی شود ؟ آيا نگاه جنسيتی به زنان را تقويت نمی كند ؟ آيا تخيل آقايان و عدم اعتماد به نفس بانوان را افزايش نمی هد ؟ آيا باعث رواج بعضی انحرافات نمی شود ؟ آيا ...؟ آيا....؟ ....

شايد اين طرحها در كوتاه مدت مؤفقيت آميز باشند ولی در دراز مدت باعث يك جدا سازی عظيم بين شخصيت های اجتماعی و ايجاد روابط غير معقول بين افراد جامعه می شود ....
                                             

آقايان خدمت گذار يادتان باشد كه نبايد نگاه طالبانی و افكار متحجرانه را در اين نوع تصميم گيری ها بكار ببريد كه عواقب خيلی عميقی دارد هم برای خودتان و هم برای شهروندانتان .....

+ نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 14:27 توسط |



اگر او را ببوسيد ، شما يك آقا نيستيد.
اگر او را بنويسيد ، اصلاً مرد نيستيد !
اگر از او تعريف كنيد ، او فكر می كند دروغ می گوئيد و قصد فريب دادن او را داريد .
اگر او را ستايش نكنيد ، شما پس برای چه خوبيد ؟!
اگر هميشه با او موافق باشيد ، يك زن ذليل هستيد .
اگر موافق نباشيد ، شما او را درك نمی كنيد .
اگر زياد او را ملاقات كنيد ، خيلی عجول هستيد .
اگر او را زياد ملاقات نكنيد ، او شما را متهم به خيانت می كند .
اگر خوب لباس بپوشيد ، بچه سوسول هستيد .
اگر نپوشيد ، يك پسر كودن هستيد .
اگر كوشش كنيد تا رابطه ای دراماتيك بسازيد ، او می گويد قدر او را نمی دانيد .
اگر كوشش نكنيد ، او فكر می كند دوستش نداريد .
اگر يك دقيقه تأخير كنيد ، او غر خواهد زد كه منتظر بودن سخت است .
اگر او تأخير كند ، خواهد گفت كه اين يك روش زنانه است !
اگر مرد ديگری را ملاقات كنيد ، شما از وقتتان خوب استفاده نكرده ايد !
اگر او را با خانوم ديگری ملاقات كنيد ، خوب اين كاملاً طبيعی است آنها زن هستند !
اگر فقط گاهی او را ببوسيد ، او ادعا خواهد كرد كه شما كاملاً سرد هستيد .
اگر زياد او را ببوسيد ، او فرياد خواهد زد كه داريد از او سوء استفاده می كنيد !
اگر به زن ديگری خيره شويد ، شما را به چشم چرانی متهم می كند !
اگر او به مرد ديگری خيره شود ، خواهد گفت كه : آنها فقط خوش تيپ هستند !
اگر صحبت كنيد ، آنها می خواهند كه شنونده باشيد .
اگر شنونده باشيد ، آنها می خواهند شما صحبت كنيد ....!

در پایان تا کید میکنم که هیچ قصد و غرضی از درج این مطالب در کار نبوده و از تمام بانوان محترمی که ناراحت شده اند عذر می خواهم

 


+ نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 14:11 توسط |